محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1424

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

مستطاب جهانبانى خود با عساكر ملتزم ركاب ظفرنصاب اقدام به يورش نموده قلعهء تهرود را گرفته منهدم نمودند و جمعى را به راه عدم فرستادند . در اين اوان موكب منصور شهريارى از راه بوانات به طرف كرمان راند و در يكفرسخى شهر بابك اتراق نمود و نواب عليقلى خان برادر آن حضرت با چند عرّاده توپ به تسخير شهر بابك مأمور شده شهر بابك مفتوح شد . پس از آن عليقلى خان و همراهان او به تسخير قلاع سيرجان پرداختند ، و حضرت همايون به سر قلعهء مشير تاختند و آن قلعه را به غلبه گرفته اتباع لطفعلى خان را به سراى ديگر روان كردند و راه كرمان را پيش گرفتند ، چون نزديك به شهر شدند لطفعلى خان به مقاتلهء عساكر نصرت‌نشان آمد و جنگ سختى درگرفت ولى بعد از كشش و كوشش زياد مقهور و منهزم شده پناه به قلعه برد و قشون ظفرنمون شهر كرمان را محاصره كردند . در اين وقت به عرض حضور حضرت پادشاهى رسانيدند كه مقصود لطفعلى خان رسيدن فصل زمستان و تاب نياوردن لشكر قضا توان در سرما مىباشد امر همايون شرف صدور يافت كه در خارج كرمان شهرى بنا كنند داراى دروازه و بروج و بيوتات و از اطراف آذوقه و لوازم معاش در آن جمع آورند . مأمورين مباشر و مشغول كار شدند ، و در اين وقت نواب عليقلى خان از تسخير سيرجان فراغت يافته به اردوى معلّى پيوست و ديگر بار به نظم كوهگيلويه او را روانه فرمودند و نواب مستطاب جهانبانى نيز به امر اعلى به بم و نرماشير و راه‌بر و نواحى لار و بنادر تشريف‌فرما شدند و بعضى قلاع مسخّر كرده و آن صفحات را منظم ساختند و به لار راندند عبد اللّه خان لارى نيز كمر خدمتگزارى بر ميان بست . امّا كار محاصرهء كرمان به طول انجاميد و بعضى تدابير قلعه‌گيرى از حفر نقب و غيره بىفايده شد و كار بر محصورين تنگ شده دوچار قحط و غلا گرديدند ناچار ده هزار نفر از فقرا و كسبه و عجزه را از شهر بيرون كردند و پنج ماه ديگر پاى ثبات افشردند پس از آن به حكم قضا و فرمان قدر اقتضا ، نوبت غلبه و فتح دررسيد . خان احمد خان سوادكوهى با عساكر ابوابجمعى خود نردبانها بر ديوار حصار گذاشتند و به بالا صعود نمودند ساير امرا نيز به او اقتفا كرده تمامى بروج را بگرفتند . لطفعلى خان چون علايم خذلان را مشاهده نمود بر اسب غرّان سوار شده از روى تهوّر راه را باز كرده از شهر